ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
23
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
نيز نوشتهى خود ديودور باشد . » « 1 » مورى به اين انتقاد چنين پاسخ مىدهد : « اگر نگارش گزارش ديودور از مصر حاصل طبع خود ديودور است ، وى بىگمان مىبايست يكى از بزرگترين مورخان عصر هلنى اعلام مىشد . » « 2 » در واقع ، آنچه كه منتقدين ديودور به بوتهى فراموشى سپردهاند ، گستردگى كار ديودور است . ديودور مىخواست تاريخ جهان را از آغاز آفرينش تا روزگار خويش به نگارش درآورد و او هرگز نمىتوانست بدون بهره جستن از آثار پيشينيان چنين كار مهمى را تحقق بخشد . به سخنى ديگر ، با توجه به گستردگى و دشوارى كار ، تنها راه براى نگارش تاريخ جهان در آن زمان گردآورى و تدوين آثار پيشينيان بوده است ؛ اما منظور از گردآورى ، سرهم كردن و رونويسى نوشتههاى ديگران نيست . ديودور تنها يك گردآورنده نبود ، بلكه در موارد بسيارى به داورى آثار پيشينيان مىنشيند و نگاه انتقادى خويش را هم نسبت به مورخ و هم نسبت به نوشتههاى تاريخى نشان مىدهد . براى مثال وى با اينكه هرودوت را مىستايد ، او را به خاطر نشان دادن علاقهى بسيار زياد در روايت داستانهاى شگفتانگيز و قصههاى ساختگى براى جلبنظر خواننده نكوهش مىكند و در پى آن مىكوشد انگيزهى خويش را از اين انتقاد روشن سازد : « ما نه براى انتقاد از هرودوت از موضوع بحث خارج شديم ، بلكه خواستيم نشان دهيم كه داستانهاى شگفتانگيز معمولا مخاطبين بيشترى را نسبت به داستانهاى واقعى به خود جلب مىكند . » « 3 » يا در جاى ديگر از تيمائوس چنين انتقاد مىكند : « من ناگزير شدم اين موضوع را با توجه خاصى بررسى كنم ، زيرا تيمائوس كه مورخان پيش از خود را به سختى نقد و متهم مىكند و هيچ رحمى به
--> ( 1 ) . A . Burton , DiodorusSiculus , BookI , Acommentary , Leiden , 1972 , p . 34 ( 2 ) . O . Murray , « H . andHellenisticCu lture » . ClassicalQuarter ly , N . S . 22 , 1972 , p . 207 ( 3 ) . كتاب دهم ( فصل 24 ، بند 1 )